دغدغه های یک جوان مومن انقلابی

در اینجا آن چه را که دردل و دغدغه ی منِ جوان مومن انقلابی است، گفته می شود.

دغدغه های یک جوان مومن انقلابی

در اینجا آن چه را که دردل و دغدغه ی منِ جوان مومن انقلابی است، گفته می شود.

دغدغه های یک جوان مومن انقلابی

سقف معرفت خودتان را سایتهای سیاسی و اوراق روزنامه ها و پرسه زدن در سایتهای گوناگون قرار ندهید؛ سقف معرفت شما اینها نیست، با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهیدمطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که خوشبختانه امروز در حوزه های علمیه حضور دارند، آشنا شوید.
بیانات رهبری در دیدار با دانشجویان 17مرداد1391

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

۲۴
اسفند

دانلود بیانیه صوتی مدرسه علمیه امام خمینی (ره) در محکومیت رفتار های خلاف شرع در کنسرت های هفته بوشهر


18 اسفند به نام روز بوشهر نام گذاری شده است که دست اندرکاران استان و شهر بوشهر دراین مراسمات فرهنگی برگزار میکنند. اما امسال و در هفته ای که گذشت نه تنها شاهد کارهای فرهنگی نبودیم که شاهد فجایع فرهنگی بودیم.

متأسفانه باید به این نکته اشاره کنم که برخی برنامه های اجرا شده در این هفته نه تنها یادآور دلیر مردی، ایثارگری، ولایت مداری، فرهنگ غنی و البته عاشورایی، جانبازی در راه وطن و مبارزه با استعمار نیست بلکه دانسته و ندانسته – ان شاء الله ندانسته بوده است- دقیقاً در راستای اهداف استعمارگران طرح ریزی و اجرا شده است، استعمارگرانی که سال ها قبل سیلی محکمی به دست همین مردم شجاع، نترس و جان بر کف خورده اند.

اما اتفاقات چند روز اخیر بوشهر چیزی جز دهن کجی به آرمان های مقدس هزاران شهید بخصوص شهدای عزیز استانمان بوشهر نبود، هفته ای که باید معرف شهر با اصالت، تاریخی و با پشتوانه عظیم فرهنگی بوشهر باشد، تبدیل به یک هفته ی ضد فرهنگی شد.

***کنسرت مفتضحانه ای یکشنبه شب -۱۸اسفند به مناسبت روز بوشهر- درمحل سالن ورزشی کارگران شهر بوشهر برگزار گردید. که بوسیله آن حریمهای شرعی درآستانه ی ایام فاطمیه شکسته شد، و همچنین قلب مردم مومن و خانواده های محترم شهدا وجانبازان را جریحه دار کرد، همین امر باعث ایجاد اعتراض گسترده ائمه جماعت مساجد شهرگردید.

 

  • جوان مومن انقلابی
۲۳
اسفند
چندی پیش رییس دولت یازدهم در اختتامیه بیستمین جشنواره مطبوعات با طرح سوالی مبنی بر این که «امروز فرهنگ در اختیار کیست؟» ، اختیارات دولت را محدود دانست و از زیر بار حل مسائل فرهنگی شانه خالی کرد. حسن روحانی با تشکر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، او را شخصی دانست که «بلافاصله به ندای مقام معظم رهبری پاسخ داد» و در جهت رفع دغدغه های فرهنگی ایشان گام برداشته است. در ادامه «جواب سوال رییس جمهور» و بخشی از «پاسخ های وزیر ارشاد به مقام معظم رهبری» را مرور می کنیم.

 

جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی با مقام معظم رهبری

شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست، رییس جمهور در اوایل انقلاب با فرمان امام خمینی (ره) تشکیل شد. از وظایف و اهداف این شورا «تدوین اصول سیاست فرهنگی نظام» و «تصویب آیین نامه های مهم مراکز علمی، فرهنگی، آموزشی و پژوهشی» است. آقای حسن روحانی اکنون به عنوان متولی بزرگ ترین نهاد فرهنگی کشور انجام وظیفه می کند. این در حالی است که در 46 روز اول دولت یازدهم هیچ جلسه ای برگزار نشد و رییس جمهور پس از 72 روز در جلسه 737 این شورا شرکت کرد.

وجود نهادهای عریض و طویلی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، ورزش و جوانان و وابستگی مستقیم ده ها سازمان فرهنگی دیگر به دولت برای فرهنگ سازی کافی است. با این حال رییس جمهور ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز به عهده دارند که « بررسی وضع فرهنگ و آموزش کشور و نیز نظارت بر اجرای مصوبات شورا از جمله وظایف نظارتی شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌باشد» همچنین «شورای عالی انقلاب فرهنگی ایجاد قاعده حقوقی می کند و مصوبات آن باید توسط مراجع ذی ربط اجرا شود» یعنی حتی مراکزی که به زعم رییس دولت تحت نظارت ایشان نیست با این بند قانونی می تواند زیرمجموعه ایشان قرار گیرد.

 

هرچند بحث را می توان خیلی مفصل تر ادامه داد و دایره گسترده وظایف شورای عالی فرهنگی را تبیین کرد اما همین مقدار برای پاسخ به سوال ابتدایی آقای رییس جمهور کفایت می کند. آقای روحانی بعید است متوجه اختیارات خود نباشند. اختیاراتی که به صورت قانونی از وظایف ایشان است حتی اگر تا چندماه نسبت به حضور در جلسات آن بی میل باشند. حجت الاسلام حسن روحانی بی شک بهتر از هرکس دیگری می دانند، فرهنگ در اختیار خودشان است. اینک  اگر می خواهند دیگران به این حق قانونی احترام بگذارند، می بایست حضور جدی تر و عمیق تری در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی داشته باشند که «حرمت امامزاده را متولی نگه می دارد»

 

علی جنتی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم) در هتل آزادی

 

 اما درباره «پاسخ وزیر ارشاد به ندای مقام معظم رهبری» گفتنی ها زیاد است. وزیر ارشاد چندی پیش در پاسخ حرمت صدای زن گفت: «من اشکالی در تکخوانی بانوان نمی بینم» که در نوع خود عجیب بود. حمایت از فیلم «رستاخیز» در جشنواره فجر (که مخالف مراجع تقلید را پیرامون تحریف های تاریخی و نمایش چهره های عظیم الشان اسلام در پی داشت) یکی از دیگر از پاسخ های علی جنتی درباره فرهنگ است.

 

حضور همسران وزیر ارشاد و وزیر خارجه در مراسم شوی لباس یکی از کشورهای همسایه

 

 حمایت از روزنامه هایی که به امام علی (ع) توهین کرده و نص صریح قرآن را زیر سوال برده اندیکی از برنامه های فرهنگی وزیر بوده است. انتشار مصاحبه در سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با سردبیر چند روزنامه توقیف شده که رهبر معظم انقلاب آن ها را «پایگاه دشمن» نامیده بود، یکی دیگر از پاسخ های آقای وزیر ارشاد است.

 

محمد قوچانی محکوم قضایی و سردبیر روزنامه های توقیف شده «اعتماد ملی» و «آسمان»

 

 دعوت از نویسندگان، خوانندگان و روزنامه نگاران فراری و ضدانقلاب به کشور یکی دیگر از تلاش های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موضوعات فرهنگی است. البته صدور مجوز کتاب برای نویسندگان معاند، قدردانی از نویسنده فعال شبکه بی.بی.سی و احیای برخی از ناشران مبتذل در عرصه ی کتاب، اقدامات وزارت خانه ی فرهنگی دولت است. دولتی که تفاوتی بین «هنرمند ارزشی و غیرارزشی» قائل نیست.

 

تجلیل از (فرج الله صبا) روزنامه نگار ضدانقلاب و مسئول مجله های غیراخلاقی دوران پهلوی

 

اینک باید منتظر ماند ریاست محترم جمهور که مهم ترین (و شاید گزافه نباشد اگر بگوییم) تنهاترین متولی قدرتمند کشور است با فرهنگ چه خواهد کرد. مسائل فرهنگی که دغدغه اصلی رهبر معظم انقلاب است با تعارف و فرار به جلو حل نمی شوند. دولت توجه کند که: «با مسائل فرهنگی شوخی نمی شود کرد، بیملاحظگی نمی شود کرد؛ اگر چنانچه یک رخنهی فرهنگی بهوجود آمد، مثل رخنههای اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانهی نقدی داد؛ اینجوری نیست، به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود.»

  • جوان مومن انقلابی
۲۲
اسفند
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان با تیتر «کدام کوتاهی زبان او را دراز کرده است؟!» به گزارش اخیر دبیرکل سازمان ملل واکنش نشان داد. متن این یادداشت بدین شرح است.

 

بان‌کی‌مون نیز مانند برخی دیگر از دبیران کل سابق و اسبق سازمان ملل متحد نشان داده است در اظهارنظر پیرامون مسائل بین‌المللی، از خود اختیاری ندارد و بدون اجازه آمریکا نه سخنی بر زبان می‌راند و نه قلمی بر کاغذ می‌چرخاند. از این زاویه، ادعای دیروز وی درباره نقض حقوق‌بشر در ایران،  ادعای تازه‌ای نیست. این ادعای بی‌پایه و اساس بارها از سوی دولتمردان آمریکایی و همتایان قبلی دبیرکل سازمان ملل متحد تکرار شده است. اما اظهارات اخیر بان‌کی‌مون حاوی نکته‌ای است که آن را از ادعاهای مشابه قبلی متمایز می‌کند.

 

دبیرکل سازمان‌ ملل متحد می‌گوید «رئیس‌جمهور ایران نتوانسته است به وعده‌های انتخاباتی خود عمل کند»! بان‌کی‌مون در این اظهارنظر به گونه‌ای سخن می‌گوید که انگار دکتر‌روحانی در وعده‌ها و تبلیغات انتخاباتی خود به آمریکا و متحدانش تعهدی سپرده است که از عهده انجام آن برنیامده! و اکنون دبیرکل سازمان ملل با یادآوری آن «وعده‌»‌ها، آقای دکتر روحانی را مورد بازخواست قرار داده و به محاکمه کشیده است که چرا به وعده‌ها و تعهدات خود عمل نکرده است؟! این بخش از اظهارنظر اخیر بان‌کی‌مون فقط زبان‌درازی نسبت به مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه رئیس‌جمهور محترم کشورمان را به قول و قرار قبلی! و سپردن تعهد به آمریکا در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری متهم می‌کند!

 

این دروغ بزرگ بان‌کی‌مون و تهمت ناروای دبیر کل بی‌سروپای سازمان ملل متحد به رئیس‌جمهور و ملت شریف ایران نابخشودنی‌تر از آن است که با محکوم کردن لفظی، این یا آن مسئول نظام برابری کرده و قابل جبران باشد. پاسخ‌هایی نظیر: «دخالت بی‌جای بان‌کی‌مون در امور داخلی کشورمان را محکوم می‌کنیم»! «دبیرکل سازمان‌ملل به جای اعتراض بی‌اساس خود به نقض حقوق بشر در ایران، بایستی به نقض آشکار حقوق بشر در آمریکا اعتراض کند»! «بان‌کی‌مون چرا در مقابل جنایات آمریکا  در زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب سکوت کرده است»! و... اگرچه برخاسته از غیرت دینی و ملی مسئولان محترم کشورمان است و از این روی، لازم و ضروری است ولی نه فقط کافی نیست بلکه دور شدن از صورت مسئله و نادیده گرفتن موضوع اصلی است.

 

ادعای بان‌کی‌مون در محدوده بی‌پایه و اساس نقض‌حقوق‌بشر در ایران خلاصه نمی‌شود که پاسخ آن، تاکید بر رعایت حقوق‌بشر در کشورمان و اشاره به سکوت وی نسبت به نقض حقوق‌بشر در آمریکا و اروپا باشد، بلکه دبیرکل دست‌نشانده و بی‌شخصیت سازمان‌ملل‌متحد، رئیس‌جمهور محترم کشورمان را به تعهدات قبلی! و دادن وعده و وعیدهای پیش از انتخابات  به آمریکا و متحدانش متهم کرده است و این تهمت نابخشودنی را نمی‌توان  با لفاظی و تنها در قالب کلمات پاسخ داده و جبران کرد! واکنش در قبال تجاوز دشمن به حقوق ملت و تهمت ناروا به نظام اسلامی و رئیس‌جمهور و مردم آن بایستی از تناسب لازم با اقدام دشمن برخوردار باشد. در کلام‌خدا نیز تاکید شده است که اگر کسانی به شما تعدی کردند، آنان را به همان‌گونه مورد تعدی قرار دهید. یعنی پاسخ تعدی باید متناسب با آن باشد. نه اینکه، دبیر کل سازمان ملل برخلاف  وظیفه تعریف شده و قانونی خود، هویت اسلامی و انقلابی و سلامت انتخابات و شخصیت رئیس‌جمهور کشورمان را مخدوش اعلام کند و مسئولان ما تنها به ادای چند جمله در محکومیت وی بسنده کنند!... دراین‌باره اشاره به دو نکته ضروری است؛

 

1- با توجه به تهمت بزرگ و بی‌سابقه بان‌کی‌مون به رئیس‌جمهور و مردم شریف کشورمان، عذرخواهی رسمی وی از جمهوری اسلامی ایران کمترین و حداقل انتظاری است که باید از دبیرکل بی‌سروپای سازمان ملل‌متحد مطالبه کرد.

 

حضرت امام(ره) «رمزی کلارک» فرستاده ویژه جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا را با بی‌اعتنایی تحقیرکننده از آسمان ترکیه بازگرداندند و به توصیه‌های برخی از لیبرال‌مآب‌ها که این اقدام را بیرون از عرف شناخته شده دیپلماتیک ارزیابی می‌کردند، وقعی ننهادند. در جریان میکونوس نیز سفرای کشورهای اروپایی به نشانه اعتراض خاک کشورمان را ترک کرده بودند و هنگامی که برای بازگشت به ایران اعلام آمادگی کردند، حضرت آقا با اقتداری مثال‌زدنی به سفیر آلمان که ترغیب‌کننده اصلی سفرای اروپایی برای خروج از ایران بود، اجازه بازگشت همزمان ندادند و این اقدام ایشان  اقتدار بیشتر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل را به دنبال داشت.

 

و اکنون، باید گفت؛ اهانت بان‌کی‌مون به نظام و ملت ایران به اندازه‌ای سنگین و غیرقابل توجیه است که اگر حاضر به عذرخواهی رسمی نباشد، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند و حق دارد، حضور وی در جایگاه دبیر کلی سازمان ملل متحد را به رسمیت نشناسد. گفتنی است چندماه قبل و در پی اهانت وقیحانه وندی شرمن به مردم ایران پیشنهاد کرده بودیم که تیم محترم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان حضور وی را در مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 نپذیرد. اگر این پیشنهاد که حق طبیعی و قانونی ایران بود به مرحله اجرا رسیده بود، بی‌تردید امروز شاهد اهانت‌های اخیر نبودیم.

 

صرفنظر از گروه اندک و کم‌شمار اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که ننگ پاک نشدنی وطن‌فروشی و خیانت به  ملت را بر پیشانی خود دارند، توده‌های عظیم و چند ده میلیونی مردم ایران علی‌رغم سلیقه‌های سیاسی متفاوت و گاه متضادی که دارند، در مقابل تعدی و تجاوز بیگانگان به ایران اسلامی و یاوه‌سرایی آنان علیه تمامیت نظام و مسئولان و شخصیت‌های آن، یکپارچه‌ و غیرقابل نفوذ هستند و بدیهی است چه آنانی که به دکتر روحانی رأی داده‌اند و چه کسانی که نامزدهای دیگری را ترجیح داده بودند، آقای روحانی را رئیس‌جمهور ایران اسلامی می‌دانند و بی‌حرمتی دبیرکل سازمان ملل متحد که زبان آمریکا را به کام گرفته است برنمی‌تابند.

 

2- و اما، گلایه‌ای جدی و البته دوستانه از آقای دکتر روحانی و برخی از مدعیان حمایت از وی و شماری از دولتمردان نیز در میان است و آن خوشبینی غیرقابل توجیه آنان نسبت به آمریکا و مقامات آمریکایی است. یعنی خوشبینی نسبت به دشمن کینه‌توزی که آشکارا اعلام می‌کند براندازی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک هدف استراتژیک  در دستور کار خود دارد و از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، حتی یک مقطع کوتاه زمانی را نمی‌توان آدرس داد که از همه توان خود برای مقابله با ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم استفاده نکرده و به صراحت بر این کینه‌توزی تاکید نورزیده باشد، از اظهارنظر واین برگر وزیردفاع - بخوانید جنگ - آمریکا که بعد از حمله به هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیج‌فارس و اهدای نشان لیاقت و شجاعت به فرمانده ناو وینسنس، گفته بود ایران به عنوان یک ملت باید از میان برداشته شود! تا جدیدترین و تازه‌ترین نمونه‌های این خصومت نهادینه که همگان در جریان مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 شاهد بوده‌اند، از جمله اهانت وندی شرمن که «فریبکاری» را بخشی از DNA مردم ایران دانسته بود! و رجزخوانی‌های دون‌کیشوت‌مآبانه اوباما درباره گزینه نظامی روی میز! و ادامه تحریم‌ها تا تغییر رفتار و سپس تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران، و... که حتی فهرست آن نیز به درازا می‌کشد و مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود.

 

اظهارات وقیحانه و تهمت‌ بزرگ بان‌کی‌مون به رئیس‌جمهور کشورمان که به آن اشاره شد، نباید برای جناب روحانی و دولتمردان ایشان کمترین تردیدی باقی گذاشته باشد که روی دیوار آمریکا و متحدانش نمی‌توان یادگاری نوشت، این واقعیت بدیهی‌تر از آن است که در پشت لبخندهای سالوسانه مقامات آمریکایی پنهان شدنی باشد. جناب روحانی سال‌ها در جایگاه و مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی حضور داشته و بعید است از این فرمول شناخته شده در سیاست خارجی بی‌خبر باشند که در دنیای امروز، سهم هر کس را به میزان قدرتی که دارد و اقتداری که به عرصه می‌آورد، می‌دهند و نه متناسب با چانه‌زنی‌های به غلط تعریف شده در پشت میز مذاکرات.

 

و بالاخره باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ انتظار دارید دشمن با چه زبانی صریح‌تر از اتهامات اخیر دبیرکل سازمان ملل و یا اظهارات کینه‌توزانه و پی‌در‌پی مقامات آمریکایی اعلام کند که دشمنی و خصومت با اسلام و انقلاب و نظام اسلامی ایران را در ماهیت خود نهادینه کرده است؟ تا حضرتعالی و برخی از دولتمردان محترم کابینه شما به این فرمول غیرقابل خدشه و بارها در عرصه عمل به اثبات رسیده امام‌ راحل(ره) و خلف حاضر ایشان باز گردید که «آمریکا شیطان بزرگ است» و«هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید».

  • جوان مومن انقلابی
۲۱
اسفند
یک هفته پیش معاون وزیر علوم در جمع معاونان فرهنگی – اجتماعی دانشگاه های سراسر کشور عنوان کرد: «دانشگاه باید فیس بوک را به رسمیت بشناسد.» اما پس از مدت زمانی طولانی که از بازتاب آن گذشته است، صبح امروز در مصاحبه ای این خبر را تکذیب کرد و با حمله به سایت های ارزشی، آنها را به جعل صحبت هایش متهم نمود.

 

معاون فرهنگی وزیر علوم بدون اینکه نامی از رسانه خاصی بیاورد، به بخشی از خبرگزاری هایی که به نقد صحبت های وی پرداخته بودند، تاخت و گفت: «از بروز و ظهور این همه‌ بی اخلاقی در برخی رسانه‌هایی که مدعی دیانت و اخلاقند، متاسفم.» اما وی به هیچ وجه اشاره ای به رسانه های همسو و دولتی نکرد؛ رسانه هایی که به صورت گسترده از این خبر استقبال کرده و در سطح وسیعی انتشار دادند. «دانشگاه باید فیس بوک را به رسمیت بشناسد» تیتر بسیاری از سایت ها و روزنامه های دولتی بود که اسناد آن در ادامه می آید.

    

اما اشاره های مستقیم و غیرمستقیم ایشان به یادداشت «خبرگزاری دانشجو» باعث شد که چند نکته ای را در این زمینه یادآور شویم:

 

اول این که اگر آقای هاشمی از نقد می هراسد، نباید این طور اظهار نظر کند که بعداً مجبور به تکذیب گفته های خود شود. بستن فضای نقد به ضرر تمام مسئولان است و بی شک نقد آزادانه می تواند آنان را به مسیر صحیح رهنمون سازد.

     

دوم ما به نقد صحبت هایی از ایشان پرداختیم که در روزنامه های همسو با دولت ذکر شده بود و اگر اشتباهی نیز وجود داشته از طرف دوستان خودشان بوده و نه رسانه های ارزشی! اگر وی گله و شکایتی دارد باید دوستان خود را مورد خطاب قرار دهد.

    

سوم این که معاون محترم فرهنگی وزارت علوم چرا بعد از یک هفته در مقام پاسخگویی برآمده و گفته های خود را تکذیب می کند؟ چرا وقتی آب ها از آسیاب افتاد و روزنامه های دولتی کار خود را کردند به یاد تکذیب افتاده؟! چرا عزیزان دولتی تلاش دارند یک بار با عنوان کردن موضوعی و بار دیگر با تکذیب آن، «فیس بوک» را در سطر عناوین خبری نگه دارند؟! کاش به جای تکذیبیه دیرهنگام، همان روز، این صحبت های حاشیه ای و بی فایده را تکذیب می کرد.

    

سیدضیا هاشمی در توصیه ای اخلاقی به رسانه ها تذکر داد که «به مسئولیتی که نسبت به مردم و بارگاه الهی دارند» توجه کنند. این دعوت را به فال نیک گرفته و امیدواریم رسانه هایی که با دروغ و فریب، سعی می کنند قبح و زشتی «قانون شکنی» را از بین ببرند نیز به این توصیه عمل نمایند. ضمناً صبح فردا منتظریم این روزنامه ها که صحبت های معاون وزیر را جعل کرده اند (آن طور که آقای هاشمی مدعی شده)، با ارائه تکذیبیه در همان صفحات، از خوانندگانشان عذرخواهی کنند.

 

سایت دولتی ایسنا بعد از انتشار این مصاحبه «تیتر» خود را تغییر داد اما در جستجوگرها تیتر سابق موجود است

 

خبر صفحه اول در روزنامه رسمی دولت

 

سایت رسمی روزنامه اطلاعات که موضع معاون وزیر را به وزارت علوم عمومیت داده است

 

روزنامه اصلاح طلب مردم سالاری

 

سایت خبرآنلاین به نقل از ایسنا تیتر خود را انتخاب کرده است

 

سایت انتخاب و تیتر تکذیب شده از طرف معاون وزیر علوم

 

سایت اصلاح طلب بهار

  • جوان مومن انقلابی
۱۷
اسفند
در نشست معاونین فرهنگی دانشگاه‌های سراسر کشور ، معاون فرهنگی وزارت علوم در اظهارنظر بی سابقه ای، دانشجویان را به استفاده از فیس بوک دعوت کرد و گفت: «دانشگاه باید فیس بوک را به رسمیت بشناسد.»

این اظهارنظر در ادامه سلسله تلاش های دولتمردان در عادی سازی استفاده از فیس بوک است. شبکه اجتماعی که به صورت مستقیم از طرف یهودیان صهیونیست اداره می شود و «مارک زاکربرگ» که مدیریت آن را به عهده دارد، بر اساس شواهد و اسناد موجود، از صهیونیست های شناخته شده به شمار می رود.

زاکبرگ در کنار شیمون پرز

زاکبرگ در حال انجام مراسم های مذهبی یهودی - اورشلیم

به رسمیت شناختن فیس بوک که دستگاه اجرایی رژیم صهیونیستی در جهان است و به وسیله آن اهداف و سیاست های خود را دنبال می کند به نوعی، یعنی به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس که البته بعید به نظر می رسد آقای معاون فرهنگی وزیر علوم چنین نظری داشته باشد!

حال  اگر از سر ناآگاهی به این قضیه اشاره شده است باید برای «سیدضیا هاشمی» تأسف خورد که بدون کمترین دقت درباره مسائل فرهنگی اظهارنظر می کند و البته از مسئولان وزارت علوم باید پرسید که وی چگونه با وجود این اظهارنظرها بر مسند معاونت امور فرهنگی وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران تکیه زده ‌است؟

جهت تنویر افکار عمومی، در ادامه بخشی از مدارک ارتباط گسترده این سایت با جریان های صهیونیست می آید:

 

 

صفحه های فیس بوک نتانیاهو و شیمون پرز با حضور زاکبرگ افتتاح شدند

تقدیر سازمان سیا از زاکبرگ به خاطر خدمات گسترده فیس بوک به این سازمان جاسوسی

با این همه، اگر ارتباط این شبکه را با جریان صهیونیستی نادیده بگیریم باز هم «سیدضیا هاشمی» به عنوان معاون فرهنگی وزیر علوم نباید دانشجویان را به سمت شبکه ای خارجی سوق دهد که نسبت به فرهنگ ایرانی و اسلامی ما بیگانه است. آقای هاشمی در صورت اعتماد به این فضا آیا حاضر است در آینده برای پسر خود عروسی از این طریق انتخاب کند؟ و آیاازدواج فیس بوکی را برای پسرش خود تجویز می کند؟

از معاون فرهنگی یک وزارتخانه که ادعای عقلانیت و تدبیر دارد، بعید است که دانشجویان را به شبکه هایی ارجاع دهد که شکل ارتباطات در آن محیط، عاطفی و هیجانی می باشد و هیچ تدبیری نیز برای عقلانی کردن آن اندیشیده نشده است. کسی که مسئولیت انجام کار فرهنگی را به عهده می گیرد باید «علاج واقعه پیش از وقوع کند.» کاش به جای دعوت کردن دانشجویان به شبکه ای که فیلتر است و برای به رسمیت شناختنش باید قوانین موضوعه کشور را شکست، دانشجویان را به سوی شبکه های داخلی هدایت می داد؛ شبکه هایی که نیاز به شکستن قوانین هم ندارند.

کلید خوردن قانون شکنی توسط وزیر محترم امور خارجه بود که بدون در نظر گرفتن قوانین، به نشر مطالب خود در این فضا پرداخت، اما دعوت همگانی از دانشجویان جهت حضور در این شبکه ها یعنی دعوت به قانون شکنی که باید جلوی این گونه اظهارات غیرقانونی از طرف مقام های مسئول گرفته شود، البته معاون وزیر با اشاره به نظرسنجی موهومی که محل انجام، تعداد نظردهندگان و ... آن نامشخص است، گفته است: «60 درصد دانشجویان از وی چت و وایبر استفاده می کنند» که مثل حرف چند ماه پیش وزیر ارشاد  است که گفته بود: «ضریب استفاده از ماهواره 71 درصد مردم تهران را شامل می‌شود.» که این حرف باعث خوشحالی دشمنان ایران شد. اظهارات بدون مدرک و دلیل، آن هم از سوی مقامات عالی، که رسانه ای نیز می شوند، نتیجه ای جز کاشتن بذر بی اعتمادی در دل مردم ندارد.

اما این همه تاکید بر سر سایتی که ده ها نمونه داخلی آن وجود دارد، برای چیست؟ سوال اقشار مختلف جامعه این است که چرا به جای حل و فصل مسائل کلان فرهنگی و اقتصادی، «فیس بوک» و «وی چت» را به مسئله اصلی کشور  تبدیل کرده اند؟ یعنی همه مسائل 75 میلیون ایرانی حل شده است و تنها به رسمیت شناختن فیس بوک باقی مانده؟ شاید هم با بازی «فیس بوکی» می خواهند حواس دانشجویان را پرت کنند و از آب گل آلود ماهی بگیرند.

  • جوان مومن انقلابی
۱۴
اسفند
تداوم نسل کشی مسلمانان بعد از میانمار به آفریقای مرکزی رسیده و مجامع بین المللی هیچ اقدام عملی انجام نمی دهند.

 در ذیل تصاویری از وضعیت موجود در آفریقای مرکزی را مشاهده می کنید:










  • جوان مومن انقلابی